ترم‌های اول دانشگاه بود. یادم می‌آید استاد ویرایشمان هر از گاهی لابه‌لای صحبت‌هایش یادآوری می‌کرد که لازم نیست مثل معلم‌های املا به همه سخت بگیریم. این حرفش برای من یکی از جمله‌های طلایی دوران دانشگاهم بود؛ برای من که در ذهنم مدام در حال غلط گرفتن از خودم و دیگرانم و همینجاست که با گذشت زمان بیشتر به عمق و اهمیت آن جمله پی می‌برم.

ما خودمان باعث ایجاد شکاف زبانی می‌شویم. خودمان با سخت‌گیری‌هایمان افراد را از تلاش برای درست نوشتن و درست حرف زدن بیزار می‌کنیم. هروقت هم که بنده خدایی از دستش در می‌رود و اشتباهی می‌کند ارجاعش می‌دهیم به کلی کتاب قدیمی که طرف به محض دیدنشان ترجیح می‌دهد عطای درست‌نویسی را به لقایش ببخشد.

طبیعتاً دانش درست‌نویسی و آگاهی از اصول و نکات زبانی لازم است، اما شاید ارجاع افراد به مطالعه عمیق‌تر در این حوزه بیشتر برای نگارش و درک متون علمی و ادبی کارآمد باشد. بسیاری از نکاتی که در کتاب‌های ویرایش و درست‌نویسی آمده آنقدر کاربرد محدودی در تعاملات روزمره ما دارند که کم‌کم به دست فراموشی سپرده می‌شوند. در این میان، اشتباهات فاحشی را هم دور و برم می‌دیدم که باعث شد احساس کنم بد نیست برای کمک به بهبود این وضعیت به سهم خودم گامی هرچند کوچک بردارم.

در یکی از نیمه‌شب‌های خنک شهریور ۹۹ به سرم زد با آماده کردن چند لقمه جمع و جور اینستاگرامی، نکات کاربردی درست‌نویسی را برای هم‌زبانانم آماده کنم. بله درست خواندید «شهریور»! درست کردن ۳ پست برای اینستا مجموعاً ۴ ماه از من وقت گرفت. برخلاف انتظارم طراحی گرافیکی کار زیاد هم طول نکشید و این محتوا بود که چند ماهی دست به گریبانش بودم. در واقع اول قرار بود یک مجموعه ۹-۱۲ پستی در فصل ۳ آماده کنم؛ شامل نکات کاربردی درست‌نویسی، بهترنویسی و ساده‌نویسی.

بارها جواب‌های احتمالی و قطعی خودم و دیگران به این مجموعه پست‌ها را در ذهنم مرور کردم. در این چند ماه، مدام حس می‌کردم دارم بیش از حد سخت می‌گیرم چون شخصاً از هر چه که حالت نصیحت پیدا کند یا بگوید فلان چیز درست و بهمان مورد نادرست است خوشم نمی‌آید (با این حال آگاهانه یا ناخودآگاه خودم هم کم از این کارها نکردم). شاید به همین دلیل بود که تا مدت‌ها دستم نمی‌رفت این مجموعه پست‌ها را منتشر کنم.

دوست ندارم بیایم ژست روشنکفرانه بگیرم که آی آدم‌ها زبان ما در حال انحطاط است و بیایید با رعایت نکات ویرایشی و نگارشی نجاتش دهیم. چه دل خوشی دارم! حالا انگار همه مشکلات زبانی و غیرزبانی بشر حل شده و فقط مانده که «راجع به» درست نوشتن «بذار» بحث کنیم!

البته بعضی از ایرادها هم به جاست، اما رعایت برخی نکات در زبان روزمره به کار کسی نمی‌آید. گاهی بعضی از نکات کتاب‌های قدیمی را که می‌خوانم با خودم می‌گویم اصلاً ترجیح می‌دهم غلط بنویسم! گاهی هم لازم است از معیارهای پوسیده‌ای که فهم زبان را دشوار می‌کنند تخطی کنیم. البته قانون‌شکنی هم اقتضای خودش را دارد، اما بد نیست هر از گاهی کلیشه‌ها را بشکنیم. شاید اصلاً به همین دلیل مجذوب اسم «بهاریات» شدم (که از قضا ایرادکی هم دارد)!

بگذریم… این شد که ۳-۴ باری کل کار را کوبیدم و از نو ساختم! همه چیز را دور ریختم و در نهایت به ۳ پست ناقابل درباره رایج‌ترین اشتباهات املایی بسنده کردم که نتیجه‌اش در پیج اینستاگرام بهاریات و هشتگ #یک_لقمه_فارسی قابل مشاهده است. امیدوارم این پست‌ها برسند به دست اهلشان و برایشان مفید واقع شوند تا به حول و قوه الهی جمیعاً رستگار شویم!

و در پایان، تشکرات ویژه تعلق می‌گیرد به دو تن از دوستانِ جانم که در این مسیر با صبر و حوصله کنارم بودند، به سؤالات جورواجورم پاسخ دادند و با راهنمایی‌ها و ایده‌هایشان به شکل‌گیری این پست‌ها کمک کردند.